پدیدۀ طبیعی و افسانهای
مؤلف: صدیقه هاشمی
جلد اول، ویراست دوم
در غرب شهر بامیان، درهای به نام درۀ اژدر وجود دارد و در انتهای آن، دیوارۀ طبیعی بلند و سفیدرنگی از رسوبات آهکی به شکل اژدرِ خوابیده جلب توجه میکند که به «اژدرِ بامیان» معروف است. البته گاهی «اژدهای سرخدره» نیز نامیده میشود؛ زیرا نزدیک درهای به همین نام قرار دارد که رنگ خاک آن سرخ است.
ارتفاع این اثر طبیعی ۱۲ متر، قطر آن ۱۰ متر و طولش حدود ۲۴۰ متر است. در قسمت جلو و سر اژدر، چشمههای کوچک و متعددی با آب تلخ و شور و غیرقابل شرب جریان دارد و گویی این آبها از سر اژدر خارج میشود. از این قسمت، مواد آهکی مخلوط با آب و بعضی رنگهای معدنی که رنگ سرخ در آن غالب است، در جریان است که ظرف چند دقیقه سرد و سخت میشود. سنگهایی به رنگ سرخ و زرد و سفید نیز روی این اثر وجود دارد. سنگ قسمت فوقانی و یال اژدر، سلفر دارد و بوی تندی از آن به مشام میرسد. در اطراف سر یا دهانۀ چشمه چندین مخروط باریک و بلند وجود دارد که به شاخهای اژدر موسوم هستند و از رأس آنها آب گرم بیرون میریزد. این مخروطها از سنگهای تورمانند و شکنندهای تشکیل شده و قسمت اعظم پیکر اژدر را میپوشاند.
در قسمت تحتانی چشمههای آن، نوعی مادۀ بلوری وجود دارد که شبیه آمونیاک است و بنا به گفتۀ مردم در همان نزدیکی در تپههای اطراف منطقه به مقدار زیاد یافت میشود (خاوری، ۱۳۸۵: ۲۵، ۲۶ و ۲۷؛ مالستانی، ۱۳۹۹).
در اطراف و پایین اژدر چند پشتۀ کوچک در اطراف چشمه های خشکیده وجود دارند که به بچههای کشتهشده اژدر مشهور هستند و رنگ سرخ چشمهها نشانۀ خون اژدر است. در پشت اژدر شکستگی به چشم میخورد که در اثر فرونشست مواد به طرفین ایجاد شده و مسیر جریان آب چشمه بوده است (مالستانی، ۱۳۹۹). گفته میشود چنانچه گوش خود را به پوستۀ سر اژدر بچسبانیم، صداهایی از درون آن شنیده میشود (عظیمی، ۱۳۹۱: ۲۶۱ تا ۲۶۳). این صداها که به نالۀ اژدر زخمی مشهور است در اثر خروج گاز از مجرا ایجاد میشود و مانند زوزه باد است (مالستانی، ۱۳۹۹).
به لحاظ علمی، در اعماق زمین مقدار زیادی مواد در آب حل میشود که حاصل فشار است. در سطح زمین این مواد حل شده از گازها جدا میشوند چون گازهای سبک به هوا میروند و مواد سنگین برجای میمانند. این مواد به تدریج و با فعالیت چشمه مخروط میسازند و با حرکت و جابجایی دهانه چشمه را میسازند (مالستانی، ۱۳۹۹).
دربارۀ این پدیدۀ طبیعی، افسانهها و داستانهایی در میان عوام نقل میشود که معروفترین آن به این شرح است: این دیواره در اصل اژدر غولپیکر آدمخواری بوده که مدام از مردم منطقه قربانی میگرفته است و اهالی از شرّ او در بیم و هراس بودهاند. آنان برای دفع این بلا، خواستار کمک الهی شدند و خداوند، علی بن ابیطالب را فرستاده و او با ذوالفقار خود اژدها را دونیم کرده و به سنگ تبدیل کرده است. سپس از فرق سر تا دم آن، تسمهای کشیده و با خود به نزد شاه بربر برده که شکاف موجود روی آن، اثر همان تسمه است (یزدانی، ۱۳۹۰: ۶۳ تا ۶۵).
بر اساس برخی اسناد قدیمی به دست آمده از شهر بامیان، افسانۀ کشتن اژدر بامیان به همان طریق که امروز در میان مردم بامیان نقل میشود، قبل از اسلام نیز در میان مردم بودایی معروف بوده است، با این تفاوت که قبل از اسلام، مردم بامیان کشتن اژدر را به بودا نسبت میدادند؛ اما بعد از اسلام، آن را به علی بن ابیطالب نسبت دادند (خاوری، ۱۳۸۵: ۲۵، ۲۶ و ۲۷).
در مجاورت اژدر گنبدی وجود دارد که مردمان محلی نذرهای خود را در آنجا میپزند. برخی شاخهای آهو و قوچ کوهی هنوز روی بدنۀ اژدر وجود دارد که احتمالاً از زمانهای قدیم همچنان باقی مانده است (کهزاد، ۱۳۴۶: ۲۸ و ۲۹). متأسفانه ساخت و ساز خانه در درۀ اژدر و در نزدیک آن در سالهای اخیر آسیبهای جدی بر آن وارد کرده است به طوری که چوچههای اژدر و یکی از شاخههای آن را مردم تخریب کردند و به عنوان سنگ ساختمانی استفاده کردند. با این وجود بهتر است اژدر یک پارک طبیعی اعلام شود تا حفظ شود (مالستانی، ۱۳۹۹).
نظیر این اژدر صخرهای، چند پیکرۀ دیگر با اندازههای کوچکتر در ولایت بامیان وجود دارد که یکی از آنها در نزدیکی قریۀ شهیدان بامیان است و مردم عوام آن را بچۀ اژدر بامیان میدانند.
منابع: خاوری، محمدتقی. (۱۳۸۵). مردم هزاره و خراسان بزرگ. تهران: عرفان؛ عظیمی، محمدعظیم. (۱۳۹۱). جغرافیای ولایت بامیان. کابل: الهدی؛ کهزاد، احمدعلی. (۱۳۳۴). رهنمای بامیان. کابل: انجمن تاریخ؛ کهزاد، احمدعلی. (۱۳۴۶). افغانستان در پرتو تاریخ. کابل: مطبعۀ دولتی؛ مالستانی، حسن. (۱۳۹۹). «یادداشت حسن مالستانی بر مدخل اژدر بامیان». ارسالشده به دفتر دانشنامه. ۱۵ حمل ۱۳۹۹؛ یزدانی، حسینعلی (حاج کاظم). (۱۳۹۰). بامیان، سرزمین شگفتیها. چاپ دوم. کابل: گلستان اندیشه.



Loading comments...